امروز جمعه , ۱۹ آذر , ۱۳۹۵ شما در مــــــوزيــــــكــــــفــــــا هستید.

مطالب محبوب بیشتر

مطالب جدید بیشتر

دانلود آهنگ جدید


دانلود آهنگ جدید




دانلود آهنگ جدید
خـريد پستي » قيمت فقـط :

آهنگ جدید مجید اخشابی به نام پدر

بازدید

۱۴ام اردیبهشت ۱۳۹۴


آهنگ جدید مجید اخشابی به نام پدر

Download New Music Majid Akhshabi – Pedar

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای مجید اخشابی به نام پدر با بالاترین کیفیت
ترانه : عبدالجبار کاکایی ، آهنگ : مجید اخشابی ، تنظیم : مهدی فردی
دانلود آهنگ پدر از مجید اخشابی
دانلود آهنگ پدر با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ

 

متن آهنگ مجید اخشابی – پدر
 
صدام نکن صدام نکن خوابشو داشتم میدیدم
کاشکی دوباره پلکامو رو هم میذاشتم میدیدم
نه ارغوان نه اطلسی سفیده مه گرفته بود
به رنگه ماه آسمون میزد به نقره و کبود
یه سرپناهه آشنا یه سایه بون مهربون
یه جاده ی رو به افق زیر درختایه جوون

 

♫♫♫♫♫♫

 

صدام نکن که آدما تو خوابا مهربون ترن
فقط تو قابه عکساشون قشنگترن جوونترن
صدام نکن که خوابه من حتی کبود اگر باشه
میخوام بمونه برا من میخوام برام پدر باشه
صدام نکن صدام نکن خوابشو داشتم میدیدم
کاشکی دوباره پلکامو رو هم میذاشتم میدیدم
صدام نکن صدام نکن خوابشو داشتم میدیدم کاشکی دوباره پلکامو رو هم میذاشتم میدیدم
نه ارغوان نه اطلسی سفیده مه گرفته بود به رنگه ماه آسمون میزد به نقره و کبود
یه سرپناهه آشنا یه سایه بون مهربون یه جاده ی رو به افق زیر درختایه جوون
صدام نکن که آدما تو خوابا مهربون ترن فقط تو قابه عکساشون قشنگترن جوونترن
صدام نکن که خوابه من حتی کبود اگر باشه میخوام بمونه برا من میخوام برام پدر باشه
صدام نکن صدام نکن خوابشو داشتم میدیدم کاشکی دوباره پلکامو رو هم میذاشتم میدیدم

 

بیوگرافی مجید اخشابی

 

مجید اخشابی متولد بیست و هفتم دی ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و یک ، روز چهارشنبه ساعت نه (۹) صبح در بیمارستان بهار خیابان شیخ بهایی تهران می باشد.

 

شش سال از سالهای ابتدائی عمر را در تهران سپری کرد و مقطع پیش دبستانی یا آمادگی اش را در تهران به پایان رساند. به علت انتقال محل کار پدر از هفت سالگی به همراه خانواده در زادگاه پدری اش ، تنکابن سکنی گزید ؛ شهر دریا ، کوه و جنگل ، شهر مزارع برنج و باغات مرکبات در خانه ای کنار دریا تحصیلات ابتدایی را آغاز نمود.

 

حدودا هشت ، نه سال داشت که با ساختن یک کاردستی که شبیه به ساز سنتوری بود که یکی از دوستان پدرش در شبی که مهمان آنان بود با خود آورده ، نواخته و او را یک دل نه صد دل عاشق سنتور کرده بود ، مسیر زندگی اش به سمت موسیقی جهت پیدا کرد.

 

استعداد سرشارش وی را قادر ساخت بدون استاد و مربی کار را آغاز نموده و در روزهای اول از عهده ی کوک کردن سنتور برآید ؛ کار بسیار دشواری که هنرجویان پس از چندین سال ، با راهنمایی استاد ، آنهم به زحمت می توانند آنرا یاد بگیرند و انجام دهند.

 

او پس از ساختن چندین کار دستی با وسایلی ابتدایی چون نخ نایلون ماهیگیری ، تخته و میخ که رفته رفته شباهت بیشتری به ساز سنتور پیدا می کردند ، صلاحیتش را برای داشتن یک ساز سنتور واقعی به پدر و مادرش اثبات نمود. البته در آن شهر ساحلی آن سالها خبری از کلاس ، آموزشگاه و فروشگاه آلات موسیقی نبود. پدر و مادر وی پس از پرس و جوی بسیار توانستند شخصی را که در سالهای جوانی سنتوری داشته شناسایی کرده و از او بخواهند آن ساز قدیمی را بفروشد.

 

بدین ترتیب بدون داشتن استاد آموزش نواختن آن ساز را دنبال کرده و با تهیه ی کتابهای موسیقی با خط نت آشنا شد، البته در این راه جسته و گریخته از راهنمایی های یکی از بستگان بنام ابوالقاسم تفنگساز ( شوهرخاله ) و محمد ابراهیم حکیم لعلی ( همان دوست پدر ) بهره گرفت. که بعدها ساخت سنتور را هم زیر نظر آقای تفنگساز فرا گرفت و بلافاصله پس از کسب این توانایی اقدام به راه اندازی کارگاهی کوچک در گوشه ای از حیاط منزل نمود.

 

در مدت کوتاهی پس از اجرای سنتور نوازی در صبحگاه مدرسه و برنامه های پرورشی ، متقاضیان زیادی برای فراگیری این ساز علاقمندی نشان دادند و او را مجبور کردند در کسوت یک معلم نیز نقش آفرینی کند.

 

بعد از مدت کوتاهی از طرف اداره ی ارشاد تنکابن، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای تشکیل کلاسهای موسیقی دعوت به کار شد که سالها تا زمانی که در آن شهر ساکن بود ( تا سال ۱۳۷۰ ) این همکاری و کلاسها ادامه پیدا کرد.

 

در همان سالهای اولیه با تشکیل گروههای سرود و بعد ها گروه های موسیقی سنتی به اجرای برنامه در سطح شهرستان، شهر و اندک اندک استان و حتی استانهای همجوار پرداخت و در منطقه بعنوان نوازنده ای چیره دست شهرت یافت.

 

برای کسب دانش بیشتر یکبار به هنرستان ملی پسران مراجعه کرد که در همان روز اول با استقبال اساتید هنرستان مواجه و بلافاصله پذیرفته شد. دو مرتبه نیز خدمت استاد پایور رفت که ایشان نیز با مورد تشویق و تحسین قرار دادن او، پدر و مادرش را به توجه بیشتر و لزوم شرکت وی در کلاسهای پیشرفته تر فرا خواندند، اما متاسفانه یا خوشبختانه امکان نقل مکان به تهران و یا جدایی از خانواده و تنها زندگی کردن او برای خانواده میسر نبود. انگار لازم بود این نوجوان موسیقی را از طریق مکاشفه بیاموزد !

 

در سال ۱۳۷۰ در رشته مهندسی عمران در دانشگاه چالوس مشغول به تحصیل شد. در دوران دانشجویی امکان رفت و آمد بیشتر به تهران و شرکت در گروههای هنری و نهایتا تشکیل یک ارکستر توسط خود او و تمرین آهنگهایی که ساخته بود و ضبط آنها در استودیو فراهم آمد.

 

هنگامی که مشغول خواندن اتود آهنگی از ساخته هایش بود با تشویق صدابرداران و عوامل ضبط در اتاق فرمان مواجه شد ؛ همگی توصیه کردند که این قطعه را خودت باید بخوانی و نهایتا همین شد. آن قطعه توسط خود او خوانده شد و پس از ارائه ی آن به مرکز موسیقی صدا و سیما توسط استاد فریدون شهبازیان باز شنوایی و پذیرفته شد و مورد تشویق قرار گرفت. ریاست مرکز موسیقی در آن زمان آقای مهدی کلهر نیز با پیشنهاد استاد شهبازیان و آقای راغب بلافاصله وی را در ارکسترهای صدا و سیما پذیرفته و با وی قرارداد همکاری منعقد نمودند.

 

در تمام این سالها تشویق ها ، همراهی ها و محبتهای پدر و مادرش که به مثابه ی دو دوست همسن تمام خواسته هایش را برای رسیدن به هدف اصلی اش مهیا کرده و هر راه ناهمواری را برایش هموار می کردند شاید جدی ترین نتیجه را زمانی برایشان به بار نشاند که صدا و تصویرش را از رادیو و تلویزیون شنیدند. پدرش عاشق موسیقی بود، یک عاشق واقعی. عاشقی که هیچگاه نتوانسته بود به عشقش دست یابد اما توانست تمام عشقش را یکجا و یکباره به پسرش منتقل نماید.

 

فعالیتش در مرکز موسیقی ادامه داشت ؛ نوازندگی ، آهنگسازی ، نظارت بر ضبط ، خوانندگی و کم کم کارشناسی موسیقی و عضویت در شوراهای تخصصی مرکز موسیقی و نهایتا عضویت در شورای عالی موسیقی صدا و سیما مسیری بود که باز هم در مدت کوتاهی طی کرد.

 

در این سالها وی آلبومهای متعددی را با آهنگسازی، تنظیم و نوازندگی خود روانه ی بازار کرد. شرکت در ضبط موسیقی فیلمها و همکاری با اساتیدی چون همایون خرم ، علی تجویدی ، فریدون شهبازیان ، بابک بیات ، مجید انتظامی ، آندره آرزومانیان ، کامبیز روشن روان ، وارطان ساهاکیان ، فضل الله توکل ، اسدالله ملک ، مجتبی میرزاده ، حسن ناهید ، جمال جهانشاد و شهریار فریوسفی و نیز همکاری با اکثر قریب به اتفاق خوانندگان بنام و مطرح موسیقی بصورت آلبوم یا کنسرت از جمله فعالیتهای وی بشمار می آید. از سال ۱۳۷۵ با تشکیل ارکستری بنام مهرآوا مرکب از اساتید موسیقی سنتی ایران حسن ناهید، جمال جهانشاد ، سیامک نعمت ناصر ، محمود فرهمند و مسعود حبیبی در اقصی نقاط ایران و جهان در کشورهایی چون آلمان ، انگلستان ، روسیه ، اسپانیا ، ژاپن ، کره ، مالزی ، فرانسه ، هند ، ترکیه ، قبرس و … کنسرتهای موفقی را برپا نمود.

 

شرکت در فستیوالهایی چون مین اون ( جاده ابریشم ۲۰۰۰ ) سال ۱۳۷۹ ، سوری جشن ملی کره سال ۱۳۸۴ ، کران مونتانای سوئیس سال ۱۳۸۳ و … از افتخارات اوست.

 

از سال ۱۳۸۰ با خوانندگی در تیتراژ یکی از سریالهای تلویزیونی بنام گمگشته توانست قابلیتهای صدای خود را بشکلی جدی و فراگیر به مردم معرفی کرده و آن مجموعه با استقبال گسترده ای از سوی مردم مواجه شد و از آن سال به بعد استفاده از موسیقی در تیتراژ سریالهای پس از انقلاب بصورت سنتی همیشگی شکل گرفت. پس از آن در سریالها و برنامه هایی چون همراز ، عروج ، مهتاب ، محله بنده نواز ، مسافری از هند ، یک وجب خاک ، متهم گریخت ، خانه به دوش ، الفبای مهربانی ، مدینه مهربانی ، روزهای زیبا ، دارا و ندار ماه دراومد ، شب مهتاب ، بوی خوش زندگی ، مسابقه ستاره ها ، جشن رمضان ، شبهای شیدایی ، خانه مهر ، ماه محبوب ، و فیلم سینمایی تلافی توانست قطعات زیبا و ماندگاری را به مخاطبینش هدیه کند.

 

و از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۶ بعنوان مدیر تولید شرکت آوای برگ وابسته به حوزه ی هنری آثاری چون ماه غریبستان ( محمد اصفهانی ) ، سرزمین من ( موسیقی افغان ) ، برای خاطر تو و … را ارائه کرد.

 
 

دانلود باکس

کد پخش آنلاین این موزیک برای وبلاگ و سایت شما

کد زیر را کپی کنید سپس در قسمت مناسب وبلاگ یا سایت خود قرار دهید